در دنیای سینما، برخی کارگردانها به جای اینکه سراغ تخیل بروند، به سراغ تاریکترین گوشههای زندگی واقعی میروند و از آن، روایتی میسازند که گاهی حتی سینماییترین فیلمنامههای هالیوود هم رنگ میبازد. اندرو جارکی (Andrew Jarecki) دقیقاً از همین جنس است؛ کارگردان، تهیهکننده و کارآفرینی آمریکایی که با ساختن مستندهای تحقیقی، نهتنها جوایز معتبر جهانی را از آن خود کرد، بلکه در یک مورد شگفتانگیز، به دستگیری یک قاتل واقعی هم کمک کرد!
نکته جالب درباره جارکی این است که او از ابتدا یک فیلمساز تمامعیار نبود. او دانشآموخته دانشگاه پرینستون است و در دوران دانشگاه، فعالیت تئاتری و کارگردانی نمایش داشت. اما مسیر حرفهای او از مسیرهای غیرمنتظرهای گذشت:
این سابقه چندوجهی، او را به فیلمسازی تبدیل کرد که هم درک عمیقی از مخاطب دارد و هم مهارت رواییاش را با آگاهی فناورانه ترکیب میکند.
نخستین اثر بلند مستند جارکی، زلزلهای در دنیای مستند بود. او در این فیلم، پرونده دهه ۸۰ میلادی خانواده فریدمن را بررسی میکند؛ پدر و پسری که به اتهام آزار کودکان متهم شدند و جارکی با استفاده از آرشیو ویدئوهای خانوادگی خودشان، روایتی چندلایه و آشفته از حقیقت و دروغ ساخت.
این اثر:
پس از موفقیت در مستند، جارکی اولین فیلم داستانی خود را ساخت؛ فیلمی معمایی-جنایی با بازی رایان گاسلینگ، کیرستن دانست و فرانک لانگلا که الهامگرفته از زندگی رابرت دورست، وارث املاک نیویورک و ناپدید شدن عجیب همسرش در سال ۱۹۸۲ بود. جالب اینکه همین فیلم باعث شد دورست شخصاً با جارکی تماس بگیرد؛ اتفاقی که جرقه ساخت مهمترین اثر کارنامه او را زد.