در دنیای سینما، گاهی اوقات یک آماتور با یک دوربین هندیکم، اثری خلق میکند که کارگردانان بزرگ هالیوود از ساختن آن ناتواناند. دیوید فریدمن (David Friedman) پسر بزرگ خانواده فریدمن، دقیقاً چنین شخصیتی است. او نه یک بازیگر حرفهای است و نه به دنبال شهرت، اما نقش او در مستند تاریخساز «شکار فریدمنها» (Capturing the Friedmans) به قدری حیاتی است که بدون جسارت او برای روشن نگه داشتن دوربین در تاریکترین روزهای زندگیاش، این مستند هرگز به چنین اثر ماندگاری تبدیل نمیشد.
دیوید فریدمن در اواخر دهه ۱۹۸۰، زمانی که طوفان اتهامات و دادگاهها زندگی خانوادهاش را در «گریت نک» نیویورک در هم کوبید، تصمیمی گرفت که بعدها به یک “سند تاریخی” تبدیل شد. در حالی که پلیس خانه آنها را محاصره کرده بود و اعضای خانواده در حال فروپاشی روانی بودند، دیوید شروع به فیلمبرداری کرد.
او با ثبت مشاجرات، اعترافات، گریهها و سکوتهای سنگین خانواده، بیآنکه بداند، در حال ساخت یکی از «خامترین» و «واقعیترین» مستندهای سینمای جهان بود. این ویدئوها بعدها در دستان اندرو جارکی به ستون فقرات مستند Capturing the Friedmans تبدیل شد. دیوید فریدمن در واقع «چشم شاهد» این ماجرا بود؛ کسی که همزمان در قلب فاجعه حضور داشت و همزمان، آن را با نگاهی مستندگونه ضبط میکرد.
در سایت IMDb، دیوید فریدمن به عنوان یکی از سوژههای اصلی و مشارکتکنندگان در تولید مستند ثبت شده است. اهمیت کار او در این است که او از «حریم خصوصی» به عنوان ابزاری برای روایت حقیقت استفاده کرد.